الشيخ حسين المظاهري
82
عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى)
اين علم از راه برهان پيدا مىشود . مثلا برهان صديقين ملاصدرا ، وجود خدا را اثبات مىكند . يا برهان نظم كه آن از قرآن گرفته شده و اثبات وجود خدا مىكند يا حركت جوهرى او كه معاد جسمانى را اثبات مىكند . گفته اند اگر ايمان علمى پيدا بشود ، اين نيرو مىتواند نيروى كنترل كننده انسان باشد ، براى اينكه اگر انسان علم به مبدا و معاد حاصل كرد ، آن علم به مبدا و معاد او را گرفته و كنترل مىكند . قسم دوم كه نيروى هشتم است ، ايمان عاطفى يا ايمان قلبى و نه عقلى است . كه ايمان قلبى را از نظر فلسفه ، « معرفت » مى گويند و معنايش اين است كه آن ايمانى كه مربوط به عقل است ، نمى تواند انسان را كنترل كند . آنكه مىتواند ، ايمانى است كه رسوخ در دل كرده و دل باور كرده باشد . گاهى عقل باور مىكند كه خدا هست . اين باور آيا مىشود نيروى كنترل كننده باشد يا خير ؟ خير ، نمى تواند . گاهى عقل باور دارد كه معاد هست اما گاهى دل باور دارد . اين باور غير از باور عقل است كه قرآن شريف به اين باور يقين مى گويد . « اللهم ان ياسئلك ايمانا تباشر به قلبى » نه « تباشر به عقلى » . گفته اند آنكه مىتواند نيروى كنترل كننده براى اين حيوان دو پا بوده و او را آدم كند ، فقط و فقط نيروى هشتم است يعنى ايمان قلبى و ايمان عاطفى . اين ايمان از راه برهان از راه عمل پيدا مىشود ، اين ايمان نيازمند رياضت و ترك گناه است تا اجتناب از گناه ، درخت ايمان را در دل ريشه دار كند . نماز شب ، نماز اول وقت ، مخصوصاً اهميت دادن به مستحبات و در ميان مستحبات اهميت دادن به خدمت به ديگران ، از رياضتهاى اين ايمان است . اين اعمال